حسن سيد اشرفى
29
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
بل فى مطلق اللّزوم : كلمهء « بل » عاطفهء اضرابيّه و براى تقويت كلام مىباشد . يعنى « بل مع كثرة استعمالها فى مطلق اللّزوم » . بعيدة : خبر براى مبتداء يعنى « دعوى » مىباشد . عهدتها على مدّعيها : ضمير در « عهدتها » و « مدّعيها » به دعوى برگشته و اين عبارت به اين معناست كه چنين ادّعايى ، ادّعاى بىدليل است . كيف : يعنى چگونه اين ادّعا بدون دليل نيست . و لا يرى فى استعمالها فيها عناية : كلمهء « واو » حاليه و جمله بعد ، حال بوده و ضمير در « استعمالها » به جملهء شرطيّه و در « فيها » به علّت غير منحصره برمىگردد . بل انّما تكون ارادته الخ : ضمير در « ارادته » به ترتّب بر علّت غير منحصره برمىگردد . كما يظهر : ضمير در « يظهر » به يكسان بودن استعمال جملهء شرطيّه در ترتّب بر علّت منحصره و غير منحصره برمىگردد . من امعن النّظر و آجال البصر : كلمهء « امعن » به معناى توجّه دادن و « آجال » به معناى جولان دادن بينايى بوده و هر دو كنايه از دقّت نظر مىباشد . و الاخذ بالمفهوم : كلمهء « الاخذ » عطف به « الالزام » مىباشد . و صحّة الجواب بانّه : ضمير در « بانّه » به معناى شأن بوده و كلمهء « صحّة » مبتداء و خبرش كلمهء « معلوم » بوده و اين عبارت ، بيان دوّم مصنّف در ردّ ادّعاى تبادر مىباشد . لكلامه مفهوم : ضمير در « لكلامه » به قرينهء مقام به متكلّم برمىگردد . و عدم صحّته : ضمير در « صحّته » به جواب برگشته و كلمهء « عدم » عطف بر « صحة الجواب » مىباشد . لو كان له ظهور فيه : ضمير در « له » به كلام متكلّم و در « فيه » به مفهوم برمىگردد . معلوم : خبر براى « صحّة الجواب » مىباشد . و امّا دعوى الدّلاله : مقصود از « الدّلالة » دلالت جملهء شرطيه بر ترتّب به نحو علّت